شعور انسان در محكمه



اعترافات گاليله، شعور انسان در محكمه
گاليله همچنان يكي از چهره‌هاي تابناك جنبش نوزايي (رنسانس) به شمار مي‌رود كه با ژرف‌بيني و جسارت كم‌نظيرش، راه آگاهي و شناخت علمي را از راه معتقدات و تعصبات پيشين جدا كرد، و در سراسر دنياي مدرن، به هوش و خرد انساني مقامي پايدار و استوار داد. تلسكوپي كه او درست ۴۰۰ سال پيش اختراع كرد، رهگشاي انسان براي شناخت واقعي كيهان بود. اين واقعيت كه او در محكمۀ "ارباب شريعت" عقايد خود را انكار كرد، ذره‌اي از ارج و مقام او نكاسته است.
فرزند خلف رنسانس
آغاز قرن هفدهم جنبش رنسانس در اوج شكوفايي است. رشته‌هاي علمي با شتابي سرسام‌آور رشد مي‌كنند و انسان را در كشف زواياي بيشمار و ناشناخته به پيش مي‌برند. گسترش چاپ، رشد آگاهي شهروندي و روحيۀ همكاري علمي سراسر اروپا را فرا گرفته است. هر روز در گوشه‌اي دانشگاه و آموزشكده‌اي تازه باز مي‌شود.
گاليله‌ئو گاليله‌ئي (متولد ۱۵۶۴ در پيزاي ايتاليا) از پيروان اسلوب تازه در شناخت علمي بود، متكي بر مشاهده و تجربۀ عيني، و مستقل از آراي ذهني پيشين. او در عين حال يك مسيحي معتقد بود. گاليله مانند دانشمند همروزگارش يوهانس كپلر، عقيده داشت كه خداوند به انسان خرد بخشيده تا او بتواند "كتاب طبيعت" را بخواند. خداوند جهان را طبق موازين عقلي خلق كرده و كليد شناخت آن را در مغز انسان قرار داده است.
گاليله گفته است: «چگونه مي‌توان قبول كرد آفريدگاري كه ما را با عقل و شعور به دنيا آورده است، ما را از به كار بردن اين مواهب منع كند؟»
سال ۱۶۰۹ براي ستاره‌شناسي علمي، مبتني بر فيزيك و محاسبات رياضي، سالي تعيين‌كننده بود. در اين سال كپلر نخستين نظريۀ كهكشاني خود را منتشر كرد، و گاليله نخستين تلسكوپ عصر مدرن را در ونيز رو به آسمان گرفت. او اين تلسكوپ را تنها با خبرگيري از ساختمان دستگاهي ساخت كه به تازگي يك دانشمند هلندي طراحي كرده بود. تلسكوپ گاليله را الگوي اصلي تلسكوپ‌هاي مجهز بعدي دانسته‌اند كه مجموعه‌اي از عدسي‌هاي مركب را با فاصلۀ كانوني كوتاه ارائه مي‌دهند.
روش تازه در علوم
گاليله در كاوش‌هاي خود تنها به موازين عقلي معتقد بود. او به جاي پيروي از احكام و آراي پيشين، به روش علمي (بر پايه‌ي مشاهده و تجربۀ مستقيم) گرايش داشت. روش او آن بود كه هر قضيه‌اي را نخست بر پايه‌ي مشاهدات روزمره به رشته‌اي از مسائل ساده تجزيه مي‌كرد، سپس آنها را مطابق توضيحات ساده‌ي رياضي و منطقي حل مي‌كرد، و سرانجام به استنتاج كلي مي‌رسيد.
گاليله در دانشگاه پيزا استاد ستاره‌شناسي بود. او با مطالعات خود به نتيجه رسيد كه آنچه نيكلاس كوپرنيك به صورت تئوريك مطرح كرده بود، دال بر حركت زمين به دور خورشيد، حقيقت دارد. او به ويژه پس از انتقال به دانشگاه شهر پادوا، با شور و شوق بيشتري به دفاع از اين ديدگاه پرداخت.
حمله وارثان جهل و ناداني
كليساي كاتوليك به مركزيت زمين معتقد بود، و به پيروي از متن "سفر آفرينش" تورات (عهد قديم) قرن‌ها آموزش داده بود كه خداوند نخست زمين را آفريد و سپس عرش و سماوات (خورشيد و ستارگان) را پيرامون آن به حركت در آورد.
ارباب كليسا از گاليله خواستند از عقايد تازه دست بردارد و تنها نظريات مورد قبول كليسا را آموزش دهد، اما گاليله به هشدار‌هاي ارباب كليسا وقعي نگذاشت، تا آنكه رسما "براي اداي توضيحات" به رم احضار شد. محكمۀ تفتيش عقايد (انكيزيسيون) كه به پرونده‌ي گاليله رسيدگي كرد او را كافر شناخت.
حكم دادگاه تفتيش عقايد
حكمي كه دادگاه به گاليله ابلاغ كرد، در متون گوناگون متفاوت است، و درونمايه‌ي آن بدين قرار است:
«عاليجنابان كاردينال‌هاي محكمۀ تفتيش عقايد در ۲۲ ژوئن ۱۶۳۳ آراي خود را به ترتيب زير اعلام مي‌كنند:
نخست آن كه نظرگاهي كه خورشيد را ثابت و مركز جهان مي‌داند، از ديدگاه فلسفي انحرافي و كفرآميز است، زيرا نص صريح كتاب مقدس را نقض مي‌كند. ديگر آن كه اين نظرگاه كه زمين مركز جهان نيست، بلكه با حركتي دائمي به دور خورشيد مي‌چرخد، با ايمان ديني مغايرت دارد.
با تائيدات حضرت عيسي مسيح و مادر مقدس مريم عذرا، حكم نهايي خود را چنين اعلام مي‌كنيم: گاليله، شما از سوي اين مرجع مقدس مظنون به كفر هستيد، زيرا به عقايدي متوسل شده‌ايد كه با متون مقدس منافات دارد. شما به اين اعتقاد باطل رسيده‌ايد كه خورشيد ثابت است و زمين از مشرق به سوي مغرب حركت مي‌كند، يا اين كه زمين در مركز كائنات قرار ندارد.
چگونه بندگان خداوند مي‌توانند به نظري معتقد باشند كه با احكام مقدس آسماني در تضاد است؟ هرجا نظريه‌اي با احكام الهي مغاير باشد، لاجرم بايد در آن نظرات ترديد كرد و شائبۀ كفر و فساد را از آنها زدود.... گاليله، شما از فيض الهي محروم شده و به اشد مجازات محكوم مي‌شويد.»
هفت كاردينال ارشد بر حكم تكفير گاليله مهر تائيد زدند.
اعترافات گاليله
گاليله در برابر دادگاه متني را قرائت كرد كه براي تبرئۀ خود از پيش آماده كرده بود. او در برابر دادگاه چنين گفت:
«من، گاليله‌ئو گاليله‌ئي، فرزند وينچنزو، اهل فلورانس، در سن هفتاد سالگي، در اين دادگاه معدلت حاضر شده، در برابر شما قضات محكمۀ تفتيش زانو مي‌زنم، بر كتاب مقدس كه اينك در برابر من است، دست مي‌گذارم و سوگند ياد مي‌كنم كه همواره به اين كتاب، يكايك تعاليم و نصايح و مواعظ آن اعتقاد داشته و به لطف خداوند در آينده نيز اعتقاد خواهم داشت.
با هدايت عاليجنابان و طلب مغفرت از درگاه پروردگار آشكارا مي‌گويم: اين نظر كه خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي‌چرخد، نظري سخيف و باطل است كه هرگز نبايد در جايي تدريس و اشاعه شود. من برائت ابدي خود را از اين نظريه اعلام مي‌كنم. حقيقت روشن اين است كه زمين مسطح و ثابت است، اين خورشيد و ستارگان هستند كه پيوسته دور زمين مي‌چرخند.
در برابر سروران گرامي و همه مسيحيان مايل هستم كمترين شائبۀ بي‌ايماني را از خود دور كنم. با قلبي پاك و ايماني استوار از چنين افكار كفرآميز برائت مي‌جويم. سوگند مي‌خورم كه نه به صورت كتبي و نه به شكل شفاهي كلمه‌اي بر خلاف كلام مقدس خداوند ادا نخواهم كرد.
در برابر شما اعلام مي‌كنم كه اينك به بطلان و نادرستي عقايد پيشين خود واقف شده‌ام و نور ايمان به قلبم تابيده است. اكنون هر حكم و جزايي كه برايم تعيين شود با ميل و رغبت خواهم پذيرفت.
در پايان متذكر مي‌شوم كه براي كسب اطمينان از صحت و دقت اعترافات خود، هر آنچه در اينجا گفتم را پيش از اين با شعور و هشياري كامل با خط خود روي كاغذ آورده‌ام، تا هيچ خللي در آن راه نيابد.»
دفاع از خرد آزاد انساني
تنها چند ماه قبل از قرائت "ندامت‌نامه" (در ژانويه ۱۶۳۳) گاليله در نامه‌اي به دوست خود الا ديوداتي توضيح داده بود كه به نظر او متون ديني را نبايد در الفاظ ظاهري درك كرد. گاليله در نامه‌ي يادشده مي‌نويسد:
«اگر بپرسيم كه ماه و خورشيد و ستارگان، حالات و حركات آنها از كجا آمده است، پاسخ مي‌شنويم كه آنها را پروردگار آفريده است. اگر بپرسيم كتاب مقدس از كجا آمده؟ باز گفته مي‌شود كه اثر روح‌القدس است، يعني از جانب پروردگار آمده است. حالا مي‌پرسيم پس چگونه است كه كتاب مقدس چيزهايي مي‌گويد كه با جريان حقيقي امور در تضاد آشكار است و تنها فهم عوام را راضي مي‌كند؟ در كتاب مقدس بندهايي هست كه برداشت لفظي و مستقيم از آنها چيزي جز كفر و گمراهي نيست، زيرا خداوند را آكنده از نفرت و بيداد نشان مي دهد...»
«پرسش من اين است: چرا بايد براي فهم جهاني كه خلقت خداست، به گفتار خداوند بنگريم به جاي آنكه به كردار او توجه كنيم؟ آيا كردار كمتر از گفتار اهميت دارد؟ من سؤال مي‌كنم: اگر امروز فردي معتقد به حركت زمين را كافر بدانيم، فردا كه يقين حاصل كرديم كه زمين واقعا حركت مي‌كند، آيا كليسا با مشكلي جدي روبرو نمي‌شود؟ به نظر من هرجا كلام خداوند با امور واقعي در تضاد قرار گيرد، بايد به امور واقعي تكيه كنيم، زيرا كلام خداوند براي اقناع عوام است، و درست براي تأمين همين منظور به خداوند خصوصياتي ناشايست نسبت مي‌دهد.»
«از ياد نبريم كه كتاب مقدس تنها به پرسش‌هاي روحي بشر جواب مي‌دهد. از اين رو نبايد به ظاهر اين متن تكيه كرد.»
سرانجام گاليله
گاليله به حبس ابد محكوم شد، اما به خاطر كهولت سن به او اجازه دادند كه در خانه خود در حومۀ فلورانس محبوس بماند، تا در سال ۱۶۴۲ درگذشت. يعني درست همان سالي كه ايزاك نيوتن فيزيكدان انگليسي به دنيا آمد، و بر پايه نظريات گاليله فيزيك مدرن را متحول كرد.
نزديك چهار قرن بعد پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۹۲ رسوايي محاكمه گاليله را "سوءتفاهمي دردناك" در تاريخ مسيحيت دانست كه از تقابل دانايي و ايمان زاده شده بود. در فوريه ۲۰۰۹ واتيكان مراسمي رسمي براي بزرگداشت گاليله برگزار كرد.
علي اميني نجفي - پژوهشگر مسائل فرهنگي

داستان شعبان بی مخ

داستان شعبان بی مخ داستانی واقعی است
اما من در مورد این نوشته هیچ نظری ندارم و به درخواست دوستان در این پست قرار دادم
تجزیه و تحلیل با شما

کمتر از یک سالگی

عکس مربوط به سیزده بدر سال ۱۳۴۴ است

محل عکس: پشت بام منزل یکی از اقوام در محله امام زاده حسن

دو سالگی


یک سالگی


از کودکی تا جوانی در یک نگاه


کلاس دوم دبستان



کلاس دوم دبستان
یادم میاد که اون زمانها باید یک تیکه پارچه سفید روی یقه روپوشمون میدوختیم

کلاس چهارم دبستان



کلاس چهارم دبستان
دوران کودکی شیرین و زود گذر است

جبهه جنگ سال ۱۳۶۰


جبهه جنگ سال ۱۳۶۰
هرقدر بچه هم باشی بخاطر کشورت و ناموثت میری
و . . . . .

جبهه آبادان نوروز ۱۳۶۱

مهم نیست که برای گزارش از جبهه دوربین به دست داری
یا اسلحه و یا ملاقه
مهم ایستادن و مبارزه است
















جبهه و شنا و و و و


جبهه گیلانغرب تابستان سال ۱۳۶۱
ورزش مورد علاقه من






کوه پیمایی









کوه رو دوست دارم
و
با بچه ها هر هفته قرار داشتیم

دوران دبیرستان







دبیرستان شهید چمران منطقه ۴ دهه فجر سال۱۳۶۰
&
دبیرستان شهید احدزاده منطقه ۴ دهه فجر سال۱۳۵۹

کار برای معاش




وقتیکه دوران تحصیل رو می گذراندم کار برای معاش رو هم تجربه کردم

خواستگاری




بازگشت از اولین و آخرین خواستگاری عمرم در سن ۱۸ سالگی


محرم


محرم آمد و دل ها همه خون

زیاد عاشقان عشق مانده و خون

بگفتم عاشقان بر خود ببالند

سر و جان را فدای او نمایند

حسین آموخت سر عاشقی را

سپس برداشت بیعت با مدارا

بگفتا این همه تیر بهر حق است

اگر جانی بود در راه حق است

روید از مهلکه بیرون شبانه

که اینان بهر حق تازند شبانه

که اینان با شما کاری نباشد

که جز با من دگر کاری نباشد

مستانه


مستانه به دیدار تو آیم
که شاید
که شاید بتوانی
مرحم به دل غم زده ی ما بنمایی


درد دل



درد دل عاشقان به دنیا نخریدیم

ما حمد و ثنای ناکثان را نخریدیم

مجنون


نشان از بی نشان های تو دارم
به دنبالت مه خوبان بیایم
غم هجر و فراق دوری تو
کند یکباره مجنون و خرابم

میکده



این میکده پر خم شده و یار نیامد
این خم پر از می شده و یار نیامد
ما مست رخ یار شدیم ای دل غافل
زین عاشق دیدار شدیم یار نیامد

عاشق



ما عاشق دیدار رخ یار شدیم
 پیمانه شکستیم و گرفتار شدیم

جانا نظری سوی دل زار نما
آخر به کدامین گنه بر دار شدیم

یار در عرش



به خواب دیدم تو را در عرش بودی
کمال عرشیان را فرش بودی

بگیر دست من و یاری نما تو
که گویند یاور و معشوق تو بودی

شهیدان


به نام آنکه جان را فکرت آموخت

همو شمع وجودم را بیفروخت

به یاد پاک انسان های در خون

شهیدان عزیز لاله در خون

خوشا حال و هوای آن زمان ها

یک رنگی و صفای آن زمان ها

در آن مقطع یکی معشوق ما بود

کسی دردآشنا و رهنما بود

ولی حالا چه شد ای مهر خوبان

برفت از یاد ما یاد شهیدان

تمام هستی ما از شهید است

پر پرواز عاشق با شهید است

دگر حرفی برای گفته ها نیست

دگر راهی برای خوانده ها نیست

بیا تا راز دل از هم گشاییم

بیا تا زخم دل از هم بپاشیم

چه گویم دست تقدیر اینچنین است

نوای عاشقانه اینچنین است

مسافر عشق



ماه حج آمد و دیدار رخ یار کنیم

سفری باید کرد

یار را باید دید

باید آهسته و پیوسته رویم

تا که در پیچ و خم وازدگان گم نشویم

سفری باید کرد

چشمه را باید دید

باید از چشمه گذر کرد و به سرچشمه رسید

حال باید که در این چشمه ی پاک

تن خود را به درون اندازیم

باید از آن نوشید

تا که سیراب شویم

عقده را بگشاییم

غم تنهایی و رنج را به کنار اندازیم

بهاره



به یاد بهاره دخترم

نوروز ۱۳۸۴

بهار آمد و عطر و طراوتش گم شد
جای خالی تو را هر لحظه احساس می کنم
آمدن بهار بدون تو برایم بهاری نیست
بهاری را که من طالب آنم
بهار جانم است
بهار عشقم است
بهار ناز و کرشمه است
بهار لبخند و غنچه ی لبانت است
زمزمه عشق اگر زمزمه ایست
هیچ نخواهم که گریست
بهار من تنها بهار وجودم است
بدون تو بهاری را نخواهم
بودن تو در کنارم
نه بهار سبز، بلکه تمام فصول سال را تکمیل می کند

فریاد

دوست دارم که فریاد زنم

بر سر قله قاف
تا که در گوش فلک
برسد زمزمه ای
که منم عاشق سرمست
بیایید به دادم برسید
تا بگویم به او
که تو در 
قلب 
منی


قلم

باید آنقدر نوشت که قلم به زبان آید

و زبان دل، عشق است
عشق به همه ِی آفرینش

زیستن


زندگی معنای بودن می دهد
معنای زیستن در کنار یار
معنای مساوات در عشق
معنای دوست بودن و دوست داشتن
معنای باورهای هستی

زندگی


زندگی دو وجهی است
آمدن و رفتن
پس کاری کن
با گریه آمدی و دگران بر تو خندیدند
با خنده روی و دگران بر تو بگریند

تولدی سبز

تولدی سبز

تابستان سال ۱۳۶۴ منطقه عملیاتی دارخوین جنوب کشور (جنگ خانمان سوز)
چند روزی بود که از مرخصی چهار روزه به منطقه آمده بودم، مرخصی من مصادف شده بود با تولد دخترم بهاره، یعنی دو روزی بود به مرخصی آمده بودم که دخترم متولد شد و دو روز بعد از تولدش به محل خدمت عازم شدم.
خوزستان و آن گرمای بیش از حد و حسابش پذیرای من شد.
هواپیماهای دشمن منطقه را بمباران می کردند و ما نه سنگری داشتیم و نه هیچ وسیله دفاعی دیگر! در زیر حملات هوایی بدون سنگر در رویای خود غرق شدم.
وای خدای من! من پدر شدم، چقدر ظالمانه است! فقط ۴۸ ساعت حق دیدن کودکم را داشتم؟ این ظلم است. تقدیر با ما چه کرد! مگر نمیداند عاطفه پدری چیست؟

نامه ایی برای دخترم

نامه ایی برای دخترم نامه ایی که هیچگاه به دستش نرسید

۲۸/۱۲/۱۳۸۳
دخترم:
روزگار عجیبی است! انسان خاکی در ماورای کرات دیگر نیست و عجیب تر آنکه خانواده داشته باشی و دور از دسترس! به هر حال، بگذریم.

دوستی


سلام و هزاران درود به دوستان عزیزی که از این صفحه دیدن میفرمائید و یا در وب سایتهای دیگری با من دوست هستید.بعداز ادای احترام حضور شما عزیزان گرانقدر من معتقدم که دوستی تنها وسیله ای است که می توان با آن شادی و لذت زندگی را احساس کرد و می بینیم که هر گاه دوستان دور هم جمع می شوند, می گویند و می خندند.خلاصه لحظات شاد و به یاد ماندنی را می آفرینند اما همان شادی و سرور در عالم تنهائی بدون ودوست اصلآ لذتی ندارد تمام محافل و مجالس با حضور دوستان شاد می شود حتی در مواقعی که انسان دچار مشکلات است تنها وسیله ای که به آن کمک می کند و به آن آرامش می بخشد, دلداری دادن و یا تسلای دوست است, جایگاه دوست آنقدر محترم است که ما خیلی از راز های زندگی مان را به برادر خواهر و فامیل نمی توانیم بگویم, آن را با دوست در میان گذاشته و از او نظر میخواهیم جالب اینکه اکثرا از نظرات آن استفاده میکنیم پس می بینیم که دوست در زندگی ما جایگاه ویژه ای دارد بیاید غرور را کنار بگذاریم کینه نفرت بد بینی و اختلاف را فراموش کنیم هیچ دلی را نیازاریم اگر کسی از ما ناراحت است برویم از دلشان در آوریم ودست دوستی به سویش دراز کنیم, گرچه مقصر نباشیم فقط بخاطر لحظات شاد دوستی آن را به عهده بگیریم ارزش دوستی بیش از حد تصور است بیائید حتی برای یک بار امتحان کنیم مطمئن باشید چیزی از ما کم نمی شود بلکه به آن افزوده می شود گذشته گان گفته اند گذشت خصلت مردان بزرگ است بیائید همه با هم دوست باشیم و لحظات شاد دوستی را با هم تقسیم کنیم امیدوارم روزی برسد همه با هم دوست باشند و از شاد بودن و شاد زیستن هم دیگر لذت ببرند
امیدوارم

خدا پرستی جبر نیست

خدا پرستی نیاز دلهای دردمند است

كتاب مقدس

كتاب مقدس عنوان مجموعه‏اى از نوشته‏هاى كوچك و بزرگ است كه مسيحيان همه آنها را يهوديان بخشى از آنها را كتاب آسمانى خود مى‏دانند. عنوان معروف اين كتاب در زبان انگليسى و بيشتر زبانهاى اروپايى Bible و يا هم خانواده آن است كه از كلمه يونانى iblia، به معناى »كتابها«، گرفته شده است. عنوان ديگر اين كتاب در اين زبانها Scripture است كه ريشه لاتينى دارد و به معناى »نوشته« است.

از لابلای نوشته ها

مشکلات ازدواج جوانان

جوانی می گفت: هر روز تنگ غروب وقتى كه خستگى يك روز تمام را با خودم يدك مى‏كشيدم مى‏رفتم خانه مادر بزرگ و صحبتهاى گرم او بهمراه چايى تازه‏دمش خستگى را از تنم درمى‏آورد و به ديوارهاى قديمى خانه مادر بزرگ نثار مى‏كرد وقتى كه مى‏خواستم ازش خداحافظى كنم جمله‏اى را كه تكه كلامش شده بود به زبان مى‏آورد و مى‏گفت »پير بشى انشااللَّه خودم دامادت كنم و قد و بالات را ببينم« حالا سالهاست كه از آنروزها مى‏گذرد و مادر بزرگ چند ساليست مهمان خداست و من هنوز نتوانسته‏ام داماد بشوم. بعضى وقتها با زبان بى‏زبانى به والدينم مى‏گويم كه ديگر وقتشه! گاهى هم با كتك زدن به خواهر و برادر كوچكتر و شكستن شيشه! ولى هيچكدام افاقه‏اى ندارد و باز هم بايد با حلوا حلوا كردن دهان خودم را شيرين نگه دارم.

حجاب پوشش ظاهرى


حجاب نوعى پوشش ظاهرى است و نجابت و پاكدامنى پوشش درونى مى‏باشد، از اينرو بحث را با بى حجابى يا كم حجابى ادامه مى‏دهيم.
به اعتقاد جامعه شناسان هيچ پديده اجتماعى بدون علت بوقوع نمى‏پيوندد جز آنكه ريشه يابى و شناخت علت برخى از پديده‏ها چنان دشوار و پيچيده است كه گمان مى‏رود خود بوجود آمده‏اند بى حجابى و كم حجابى زنان ناشى از كدام پديده اجتماعى است؟
بسيار اتفاق افتاده است كه عدّه‏اى به عنوان امر به معروف و نهى از منكر . . . . .


اصحاب اخدود

قرآن در سوره بروج(۱) واقعه اصحاب اخدود و سوزانيدن مردان و زنان خداپرست، و نيز فرجام ستمكاران و برپا كنندگان خندق‏هاى آتش را بيان مى‏دارد. اين رويداد تاريخى دوران جاهلى در تواريخ و تفاسير دوران اسلامى، هنگام بيان تفكر دينى و جدال عقيدتى يهوديت و مسيحيت در جزيرة العرب، به تفصيل آمده است.
اين پژوهش چگونگى رسوخ و گسترش مسيحيت در جزيرة العرب و رويارويى پيروان دين مسيح و يهود و اشاره قرآن به اين جدال عقيدتى و بحث‏هاى انتقادى محقّقان ومفسّران را به اجمال مورد بررسى قرار مى‏دهد.

زمان ظهور زرتشت



منابع سنتى تاريخى، زمان ظهور زرتشت را درست ۲۵۸ سال پيش از اسكندر، و در عهد گشتاسب، پدر داريوش اول هخامنشى، آورده‏اند، ليكن اين تاريخ‏گذارى به دليل مطرح شدن پاره‏اى ابهام‏ها، مورد ترديد بسيارى از دانشوران قرار گرفته است. از اين رو، برخى با استفاده از . . . . . .




راز هستی




هدف از آفرينش چيست؟ اين سؤال سابقه ديرينه‏اى دارد و مانند برخى از مسائل فلسفى براى همگان مطرح است، غالب مردم مايل‏اند بفهمند كه هدف از آفرينش جهان هستى چه بوده است؟
اگر پاسخ داده شود: »هدف همان عبادت و پرستش خداوند است«، اين پرسش مطرح مى‏شود كه »مگر خداوند نيازمند عبادت و پرستش بندگان است؟«.
اگر پاسخ بدهيد: »خداوند قادر و متعال است.« اين پرسش به ذهن مى‏آيد كه »چرا و چگونه جهان را آفريد؟ آيا هر قادرى كه مى‏تواند كارى كند، بايد آن را انجام دهد؟«.
در صورتى كه پاسخ داده شود: »هدف تكامل انسانها است.«، باز اين پرسش مطرح مى‏شود كه »تكامل انسان چه اثرى دارد؟ چگونه مى‏تواند هدف آفرينش باشد؟«.
بر فرض كه به تكامل معهود و كمال مطلوب رسيد، چه مى‏شود؟
اينگونه سؤالات براى مؤمنين نه از آن جهت است كه به وجود يگانه معبود هستى شكّ دارند، بلكه بدان معنى است كه انسان همواره به دنبال جستجوى پاسخى براى سؤالات مطروحه در ذهن خود است، و اين ذات اشرف مخلوقات است.
آفرينش احسان و فيض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات، و چنين آفرينشى حُسن ذاتى دارد و قيام به انجام فعلى كه ذاتاً پسنديده است، جز اين كه خود فعل زيبا باشد، به چيز ديگرى نياز ندارد. بنابراين اگر كسى بپرسد: »چرا خالق منّان دست به چنين كار پسنديده‏ى با لذّات زده است؟« در پاسخ بايد گفت: »خداوند كه فيّاض على‏الاطلاق است با توجّه به اين كه مى‏توانست موجودى را خلق كرده و به كمال برساند، اگر چنين نمى‏كرد، جاى پرسش و ايراد به او بود«.

نگرشي كوتاه بر اديان و مذاهب جهان




امروزه، با پيشرفت علم و دانش، اطّلاع داشتن از حوادث و رويدادها، امرى ضرورى است. با گذشت زمان، نيازهاى بشر نسبت به علوم مختلف فزونتر مى گردد و انسان، بيشتر به موجوديّت و گذشته خود پى مى برد.با كمى تأمّل و تحقيق در مورد مسائل دينى، متوجّه مى شويم كه نياز فطرى انسان به دين، امرى است كاملا طبيعى و بشر براى شناخت خوشتن و رسيدن به اهداف والاى زندگى خود و نيز شناخت نسبت به آينده و زندگى پس از مرگ(معاد)، از هيچ تلاشى فروگذار نيست.دين، تنها شيوه اى براى رسيدن به اهداف مادّى جامعه نيست; بلكه راهنماى انسان است به سوى اخلاقى نيكو و كردارى پسنديده و درك بهتر و جامعتر از خالق هستى و معاد و آنچه كه ما از آنها غافل ايم و از كنارشان بى اعتنا مى گذريم.احساس نياز انسان به دين را با كمى تحقيق مى توان از روزگاران بسيار دور جستجو كرد. قبايل وحشى، بهترين مثال براى اين موضوع است كه با آنكه خوى خشونت و وحشيگرى در نهادشان بود، خود را ملزم به داشتن آيينى مذهبى مى دانستند و تصوّر مى كردند كه با پيروى از آداب و سنن جاهلى و مثلا رقصيدن با آتش، ارواح شياطين از جسم آنان، بيماران و قبيله شان دور مى شود. آن را وظيفه خود مى پنداشتند و به پرستش انسان و يا درختى مخصوص پرداخته، به زبان خود، آنها را«توتم» مى ناميدند.