
هدف از آفرينش چيست؟ اين سؤال سابقه ديرينهاى دارد و مانند برخى از مسائل فلسفى براى همگان مطرح است، غالب مردم مايلاند بفهمند كه هدف از آفرينش جهان هستى چه بوده است؟
اگر پاسخ داده شود: »هدف همان عبادت و پرستش خداوند است«، اين پرسش مطرح مىشود كه »مگر خداوند نيازمند عبادت و پرستش بندگان است؟«.
اگر پاسخ بدهيد: »خداوند قادر و متعال است.« اين پرسش به ذهن مىآيد كه »چرا و چگونه جهان را آفريد؟ آيا هر قادرى كه مىتواند كارى كند، بايد آن را انجام دهد؟«.
در صورتى كه پاسخ داده شود: »هدف تكامل انسانها است.«، باز اين پرسش مطرح مىشود كه »تكامل انسان چه اثرى دارد؟ چگونه مىتواند هدف آفرينش باشد؟«.
بر فرض كه به تكامل معهود و كمال مطلوب رسيد، چه مىشود؟
اينگونه سؤالات براى مؤمنين نه از آن جهت است كه به وجود يگانه معبود هستى شكّ دارند، بلكه بدان معنى است كه انسان همواره به دنبال جستجوى پاسخى براى سؤالات مطروحه در ذهن خود است، و اين ذات اشرف مخلوقات است.
آفرينش احسان و فيض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات، و چنين آفرينشى حُسن ذاتى دارد و قيام به انجام فعلى كه ذاتاً پسنديده است، جز اين كه خود فعل زيبا باشد، به چيز ديگرى نياز ندارد. بنابراين اگر كسى بپرسد: »چرا خالق منّان دست به چنين كار پسنديدهى با لذّات زده است؟« در پاسخ بايد گفت: »خداوند كه فيّاض علىالاطلاق است با توجّه به اين كه مىتوانست موجودى را خلق كرده و به كمال برساند، اگر چنين نمىكرد، جاى پرسش و ايراد به او بود«.
اگر پاسخ داده شود: »هدف همان عبادت و پرستش خداوند است«، اين پرسش مطرح مىشود كه »مگر خداوند نيازمند عبادت و پرستش بندگان است؟«.
اگر پاسخ بدهيد: »خداوند قادر و متعال است.« اين پرسش به ذهن مىآيد كه »چرا و چگونه جهان را آفريد؟ آيا هر قادرى كه مىتواند كارى كند، بايد آن را انجام دهد؟«.
در صورتى كه پاسخ داده شود: »هدف تكامل انسانها است.«، باز اين پرسش مطرح مىشود كه »تكامل انسان چه اثرى دارد؟ چگونه مىتواند هدف آفرينش باشد؟«.
بر فرض كه به تكامل معهود و كمال مطلوب رسيد، چه مىشود؟
اينگونه سؤالات براى مؤمنين نه از آن جهت است كه به وجود يگانه معبود هستى شكّ دارند، بلكه بدان معنى است كه انسان همواره به دنبال جستجوى پاسخى براى سؤالات مطروحه در ذهن خود است، و اين ذات اشرف مخلوقات است.
آفرينش احسان و فيض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات، و چنين آفرينشى حُسن ذاتى دارد و قيام به انجام فعلى كه ذاتاً پسنديده است، جز اين كه خود فعل زيبا باشد، به چيز ديگرى نياز ندارد. بنابراين اگر كسى بپرسد: »چرا خالق منّان دست به چنين كار پسنديدهى با لذّات زده است؟« در پاسخ بايد گفت: »خداوند كه فيّاض علىالاطلاق است با توجّه به اين كه مىتوانست موجودى را خلق كرده و به كمال برساند، اگر چنين نمىكرد، جاى پرسش و ايراد به او بود«.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر