کاش می شد
کاش می شد در کنارم باشی
کاش می شد یار و غمخوارم باشی
کاش می شد از پس پرده برون آیی و من را بنگری
کاش می شد این غروب غم زده آدینه ای دیگر بود
کاش می شد که دگر زلزله ای یا که بلایی ز سماوات نیاید
کاش می شد که بهار باشد و باشد
کاش می شد همه چیز سبز شود، زنده شود، غنچه کند، گل بدهد
کاش می شد که غروب هیچ نبود، مرگ نبود
کاش می شد که ببینم همه جا صلح و صفاست
کاش می شد شیشه را در بغل سنگ ببینم
کاش می شد که دگر باره کنارم باشی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر